ق
نوشتار
تو این ماه خاص چهره ی شهر مقدس ما هم خاص شده ،حال و هوایی که تو این روزا تجربه میکنیم خیلی خوبه خیلی صمیمی و پر شور .... کاش این ماه باشناخت بیشتر همراه باشه برای همه و برای من. خواهری گلم از هفته قبل رفتن به دانشگاه رو شروع کرده ،و من از این روزا دارم لذت میبرم خصوصا این که هم رشته شدیم و نظراتمون رو با یک زبان بیان میکنیم ..... خدایا شکرت ازتمام خوبی ها.... از شنبه پیش تعمیرات خونه جدید رو شروع کردیم و بیصبرانه منتظر اتمامش هستم ....کاش زودتر تموم بشه و حس خونه جدید رو تجربه کنم اونم بعد هفده سال!
نویسنده :
اورانوس
15:19
روزهایم
بدون عنوان
به نام خدای مهربون از احوالات و اخبار این روزها اینکه به خواست خدا بابام تونست خونه رو بخره و الان درصدد تعمیرات خونه ایم ....
نویسنده :
اورانوس
3:56
بیست شهریور نود و پنج
الهی بمیرم برای مامانم هنوز کمرش درد میکنه ،نمیدونم باید چکار کنیم ، حتما باید وقت بگیریم برای دکتر خودش ... پ ن :یک مساله دیگه ای که پیش اومده واسه خونه جدیدیه که بابام پیدا کرده،امیدوارم خدا بخواد و بشه ...
نویسنده :
اورانوس
15:03
....
این روزها مامانم کمر درد داره و دو تا امپول هم اثری نداشته ،نمیدونم چرا اخه ،اما تحمل ندارم هر موضوعی ناراحتم میکنه و این کمر دود مامان هم که واقعا درگیرم کرده ،خداکنه زود خوب شه ...
نویسنده :
اورانوس
0:37
حال بدم
حال خوبی ندارم دارم خفه میشم ،،،کاش نبودم ،کاش ...
نویسنده :
اورانوس
23:47
یکشنبه ۸شهریور
پنج شنبه این هفته روضه ی امام جواد (ع) داریم ،بعلاوه ی اینکه امسال قراره ابگوشت بدیم و برخلاف سالهای قبل بابام و مامانم درستش میکنند. اما یه نگرانی دیگه ای که دارم خواستگار جدیدیه که اومده و بعد روضه قراره بیان خونمون یعنی تو هفته ی بعد و من از الان فکرم درگیر شده ،وای کاش نیان اصلا حوصله ندارم ....
نویسنده :
اورانوس
0:03



