خواهر گلم خواهر گلم ، تا این لحظه: 29 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره
اورانوساورانوس، تا این لحظه: 33 سال و 2 روز سن داره
سیاره منسیاره من، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره
🍄‍🟫🍄‍🟫، تا این لحظه: 28 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

🌠سیاره

امروز ما

امروز ظهر بابابزرگم اومد خونمون و گفت اومدم که درخت انگورتون هرس کنم و یکراست رفت توی حیاط یه ساعتی تقریبا با بابام مشغول بودن و کلی از شاخه ها ی درخت بریدن ،مامانم واسشون چای آورد بعد بابابزرگم یادش افتاد که اره چوب بريش نیست کل حیاط گشتن نبود، بابام گفت حتما با شاخه ها گذاشتیم بیرون !دوتایی رفتن جستجو لای شاخ و برگ ها تا بالاخره پیداشد دقیقا زمانیکه من دم شیطون گره دادم !من خیلی اعتقاد پیداکردم البته ناخواسته بوده از وقتی این مطلب شنیدم به شوخی این کار میکنم و بلافاصله پیدا ميشه!!!  
27 مهر 1394

بدون عنوان

رفتیم خونه بابا بزرگم آخه چند وقتی بود نرفته بودیم خونشون ،طفلکی ها داشتن شام ميخوردن .
26 مهر 1394

بارون زیبا

امروز تا ساعت 9 صبح بارون میومد ،خيلي خوب بود با صدای بارون بیدار شدیم و با صدای بارون هم خوابیدیم ،اما دیگه الان بارون بند اومده   دیشب توی همون بارون هوس کردیم بريم تاب بازی و خودمون کاملا مجهز کردیم ولی ...با مخالفت شدید مامان و بابا روبرو شدیم ،اومدن طبقه بالا تا مراقب ما باشن که یه وقت یواشکی نريم . ...
26 مهر 1394

دیدار شبانه

امشب بنا به خواسته بابام رفتیم خونه مادربزرگم او نام که هروقت میريم تشکاشون پهنه و آماده ی خوابن چه ۸چه ۹چه۱۰...بابابزرگم که توی جاش نشست و خوابش می اومد  هی با خودم میگم شبا نريم خونشون بازم نمیشه...  
25 مهر 1394

رفت تا۲تاشنبه دیگه...دلم برای تو تنگ میشه ...........

امروز کلاسم خیلی خوب بود بعد از اینکه رسیدم معلمم زنگ زد که دیرتر میاد به من گفت تا با بچه ها کار کنم ،منم با یکي از بچه ها که اومده بود کار کردم ،تا اینکه دیدم بقیه ام اومدن خوشبختانه دیم معلمم رسید و موقع اذون بود که رفتم نمازم خوندم و اومدم هنوزم نوبتم نشده بود ،تا ساعت 6و نیم که رفتم اشکالاتم پرسیدم و خودم ترجیح دادم که تمرین کنم تا هفته های بعد ...هفته دیگه هم که تعطیله و حسابی تمرین میکنم ،هوراااااا     ...
25 مهر 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به 🌠سیاره می باشد