خواهر گلم خواهر گلم ، تا این لحظه: 29 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره
اورانوساورانوس، تا این لحظه: 32 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
سیاره منسیاره من، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره
🍄‍🟫🍄‍🟫، تا این لحظه: 28 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

🌠سیاره

دکتر...

سلام به همگی ،امروز مامانم وقت دکتر داره ،امروز آزمایشی که جدیدا گرفته رو میبره نشون بده ،ایشالله که ازمايشش خوب باشه نتيجش ،خدایا از خودت میخوام کمک کنی ... پ ن :سه شنبه زمان ساز شناسی خواهر جان است و من هم خواهم رفت به امید خدا ...
19 ارديبهشت 1395

باااارون

امروز هم دل آسمون پر بود ،یه بارون بی وقفه از عصر تا اذون اینجا رو زیباتر کرد ... امروز مامان همیشه مهربونم واسمون کفش خریدن دستشون درد نکنه ...
13 ارديبهشت 1395

خونه خاله ...

امروز رفتیم خونه خالم ،براشون پشمک و شیرینی یزدی بردیم ،وقتی راه افتادیم بارون شروع شد و تا ایستگاه اتوبوس تقریبا خیس شدیم ،خداروشکر که اونجا بود که بارون تند شد ... فردا هم کلاس تئوري داریم ،امید که اینا. خوب درس دهد و حرف های اضافه و اون حرف های بیمزه بینش را فراموش کند ...و مثلا بیشتر پیانو بنوازد یا درس دهد .
12 ارديبهشت 1395

شنبه سوم

امروز کلاس داشتم جلسه سوم  بعد از تک نوازی نو با گروه نوازی شد از ساعت شش تا هشت و نیم زدیم آخرش کمر درد و گردن درد و انگشت درد نصيبمون شد !
12 ارديبهشت 1395

سلام دوستان ...

امروز یاد اینجا افتادم حالا بیشتر درگیر شبکه های مجازی شدم و کمتر سر میزنم ،به یاد همه دوستاي نی نی وبلاگی هستم و همشون رو دوست دارم. خب امروز رفتیم ناهار رو توی شانديز بخوریم به پیشنهاد بابای گل ،بادمجان داشتیم بدون برنج و از یه آشپز خانه برنج گرفتیم ،من هوس مرغ ربی کردم و باباجونم تهیه کردن!رفتیم کنار رودخونه ای که بچه که بودیم می رفتیم ،خوب بود خلوت و هوای عالی ،در کل مشهد همه جاش خوبه بهشته ... بعد هم خونه پدر بزرگ جان ،که از خیلی وقت بود هر وقت می رفتیم ميگفتن من توت میخوام و توت ها رسیده یا نه ...دیروز بابام توت آوردن براش و مامانم هم که از بابابزرگم یادش نرفته بود در اسرع وقت براشون برد....  
8 ارديبهشت 1395

بازگشت...

سلام دوستاي گل وبلاگی ... دیشب ساعت 9رسيديم مشهد ،شهر بهشت شهر آرامش شهری که هرچی از خوبيش بگم کم گفتم . در کل مسافرت خوبی بود با همه چیزش ...خداروشکر که به سلامتی برگشتیم ،این چند روز خیلی موثر بود تو روحيمون .
5 ارديبهشت 1395

بدون عنوان

سلام الان تو صحن جمکرانيم،مکان پر از آرامش ...انشالله بزودی میريم حرم مطهر و بعد هم حرکت به سمت مشهد عزیزم ... ...
3 ارديبهشت 1395

سفر

سلام به خوانندگان سیاره من  آن شا الله فردا صبح بعد از نماز قراره بريم سفر تصمیم داریم اول بريم طبس بعد یزد ،البته خواهرم اصرار داره قم هم بريم اما نمیدونم محقق میشه یا نه  این بگم که متاسفانه از کل ایران فقط تهران قم همدان کیش و یه شهر از شمال دیدم اونم تو بچگی که چیز زیادی رو یادم نمیاد امیدوارم که از این به بعد بیشتر بريم سفر و همچنین این سفر هم به امید خدا با سلامتی و شادی همراه باشه و برگردیم .... حلالم کنید دوستان ،به امید دوباره نوشتن بعد از برگشت به همراه خاطرات خوب 
31 فروردين 1395
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به 🌠سیاره می باشد