بدون عنوان
امروز از ساعت 8صبح نصاب های کاغذ دیواری اومدن واسه نصب کاغذ دیواری هامون ،گفتن تا شب تموم میشه، خدا کنه ...دیشب رفتیم یکم رو سراميکا رو تمیز کردیم واسه امروز،بابام داشت گچ های رو سراميکا و کاشی ها رو با کاردک ميتراشيد ،رفته بود کاشی های توی حموم تمیز کنه که يدفعه یه گچ روی کاشی زیر شیر آب می بینه می ره آمیزش میکنه ولی يدفه سرش که مياره بالا میخوره به شیر آب اونم محکم ...کلی خون اومد از سرش طفلکی. دلم واسش سوخت ،خوب یکی نیست بگه باباجون چرا انقدر حواس پرتی ،دکتر بهش گفته خوبه موهات مانع شده و این که خون اومده وگرنه به مغزت میزد ،خدا را شکر ....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
