حال و هوای الانم ...
الان یکم آروم ترم ،سعی میکنم خوابی که دیدم فراموش کنم ....
پ ن :امشب برای یه لحظه بارون زیبایی اومد و زود بند اومد ...در همون لحظه حرم امام رضا رو نشون داد .چه حسی داشت چقدر خاص بود ...دلم خواست اونجا باشم تنها گوشه ای بشينم و از ته دلم گریه کنم ،دعا کنم و کلی دلم خالی کنم ،کاش میشد و میرفتم .
پ ن۲ :امشب مامانم قرار بود بره بیرون و واسه خواهرم خودکار بخره ،که برامون دو تا چادر مشکی که خیلی وقت بود ميخواستيم خرید و گفت فروشنده گفته امشب خرید پارچه سیاه شگون داره ....
پ ن ۳؛خواهرم داره سکسکه میزنه و هرچی میگم برو برای خودت آب بیار تنبلی میکنه ،هر لحظه اوج میگیره و خودش سعی میکنه از راه هایی مثل حبس نفس بندش بیاره ،واقعا اگه من نبودم از تشنگی میمرد !
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


حال و هوای الانم ... 


