بدون عنوان
همچنان کارگران در حال کارند و ما اومدیم طبقه بالا ،هنوز زیاد عادت نکردیم هواهم که حسابی گرم شده .خدا کنه اتاق ما بزرگتر بشه و همینطور آشپزخونه .شنبه که رفتیم طبقه پایین دیدیم ،انگار خونه یک نفر دیگه بود واقعا تغییر کرده بود!
راستی نتیجه کنکور خواهر گلم اومد و قراره فردا واسش انتخاب رشته کنم ،فقط بهش میگم هرچی خدا بخواد همون میشه و نباید استرس داشته باشی گل من...
روز یکشنبه بود که مامانم با دختر خالم رفت واسمون دو تا پارچه چادر مشکی خرید ،خدا کنه فردا دختر خالم بیاد اندازه هامون بگیره و زودتر چادرامون بدوزه ،دلم واسه چادر ساده تنگ شده تقریبا یه پنج سالی هست که داریم چادر عربی،دانشجویی و جده ميپوشيم،واقعا چادر ساده یه قشنگی دیگه ای داره.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
