بدون عنوان
امروزم اومد و با خوشی و خاطره های موندگارش توی ذهنم گذشت ...خاطره هایی که هر وقت یادم بیاد اشک تو چشمام جمع میشه (〒︿〒) همه چیز به سرعت گذشت و من اصلا گذر زمان رو حس نکردم ،جشن خوبی بود .امیدوارم به زودی واسه خواهر عزیزم تکرارش کنیم همه در کنار هم و سلامت و شاد ،واسه همه اونايي که دوست دارن برن دانشگاه آرزو میکنم این جشن بهترین خاطرشون باشه .
خدا جون ازت خواهش میکنم انگیزه شروع دوباره رو به هر آدمی بدی به خواهرم و منم بدی .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان 
