بدون عنوان
بعد از شانديز رفتیم خونه بابا بزرگ ديگم،اونجا خودشون بودن و دخترعمم که از دیشب خونه اونا بوده،هی جلوی ما میرفت جوراباي اقاجونم ميشست،قندون آبنبات رژیمی مادربزرگم میاورد و کلی کارای دیگه که دقیقا واسه خودنمایی جلوی ما بود !هیچ وقت من نخواستم اینجوری خودم تو دل کسی جا کنم یعنی اصلا اهل این خودشیرینی ها نیستم خواهرمم مثل خودمه دقیقا...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
