ادامه جمعه
ادامه روز جمعه با اومدن عمم به خونه ما و رفتنمون شانديز گذشت ،بعد سه هفته رفتیم اول رفتيم خونه اقاجونم و بعدشم برداشتن آب ... بد نبود درکل ،خوبم نبود زیاد ولی از تو خونه بودن بهتر بود +و اینکه دیشب همه عاشق ما شده بودن دختر عمم که خیلی وقته ندیدمش پیام داد بهم و شماره خواهرش که تابستون رفت کانادا رو بهم داد تا گاهی اوقات باهاش صحبت کنم ،هرچند که وقتی اینجا بود صحبت چندانی با هم نمی کردیم !
نویسنده :
اورانوس
5:46



