تموم شد بالاخره...
امروز یا بهتره بگم از دیشب شروع کردیم گلدون کاکتوسا رو تزیین کردن ،بالاخره امشب تموم شد،امروز بهشون آب دادیم پس آب دادنشون میشه یکشنبه هر هفته ،عکس عزيزام بزودی میذارم ...
نویسنده :
اورانوس
22:53
شنبه من
دیروز روز بدی نبود ،جلسه اول کلاسم بود ... هنوز ساعت خوابم درست نشده برای همین از خواب بیدار شدم و ناهار خورده نخورده حاضر شدم و با بابای مهربونم رفتم ،این ترم یه شاگرد دیگه هم اضافه شده به جمعمون و شدیم 7نفر .گروهنوازي هم که 5نفريم .تقریبا شلوغ شده کلاس ! +دیروز مشهد بارونی بود ،چه بارون خوبی بود اما حیف که من در تمام اون ساعات تو کلاس بودم ...
نویسنده :
اورانوس
18:06
بدون عنوان
قسمت خوب امروز این بود که بعد از عروسی ،رفتیم جلوی حرم ...کلی حس خوبی داشت +برای مامانم دعا کنین ...خیلی نگرانم .
نویسنده :
اورانوس
2:43
بدون عنوان
نظر بدین ،خوشحال میشم حتی خواننده های خاموش..... ...
نویسنده :
اورانوس
1:22
جمعه 12دی ام
از اونجا رفتیم عروسی پسر دوست بابام ،خوب بود بعد یه مدت خيييلي مدید ،همه چی عوض شده ...رقص با دسته گل عروس و ...!!!
نویسنده :
اورانوس
1:17
بدون عنوان
امشب در واقع امروز بعدازظهر رفتیم بیرون واسه خرید گل نمايشگه دائمی بود که تازه باز شده بود اما بیشتر غرفه هاش بسته بود ،ما که قصدمون خرید کاکتوس بود اما انقدر گلهای طبیعی زيبان که نمیشه ازشون گذشت . این عکس کاکتوس ها... این هم گلی که اونجا بهش علاقه من شدم! در توضیحش باید بگم یه گلدونه با دوتا گل خوشرنگ ... این گل دوست بابام بهش داده که مامان عزیزم قلمه هاش توی آب گذاشت ریشه کرد الانم گل داده ... و این گلی که شدیدا بهش علاقه من شدم و ازش نگذشتم اسمش هم هدرا نوشته بود ...(∩_∩) ...
نویسنده :
اورانوس
1:15





