خواهر گلم خواهر گلم ، تا این لحظه: 29 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره
اورانوساورانوس، تا این لحظه: 33 سال و 2 روز سن داره
سیاره منسیاره من، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره
🍄‍🟫🍄‍🟫، تا این لحظه: 28 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

🌠سیاره

سه شنبه زودتر بیا ...

از امروز و از همین الان لحظه شماری میکنم برای روز سه شنبه تل با خواهر گلم بريم کلاس ،درسته من تو ماشين میشینن ولی همون هم غنيمته ! خواهرم خداروشکر بهتر شده و همین من خوشحال میکنه . چقدر دوست دارم با یکی حرف بزنم و باهاش دردو دل کنم .... پ ن :خوندن کتاب بابا لنگ دراز حال عجیبی در من بوجود آورد واقعا زیبا بود و کارتونش خیلی حذف شده بود.  
13 آذر 1394

یاداوری روزای خوووب و بد...

این روزا همش به یاد دانشگاه می افتم چه روزاي خوبی بود،یادآوری خاطراتش بغضی رو تو گلوم ایجاد میکنه و ناخودآگاه گريم نگه میدارم ...یاد اولین دوستی ها اولین امتحانات میان ترم و پایان ترم ،یاد اولین نماز خوندن توی نماز خونه اولین آزمایشات و اولین تشریح بخیر ...دلم لک زده برای یه لحظه استرس شب امتحان و برای نخوابیدن تا صبح امتحان ....وقتی یاد ترس از تشریح قورباغه می افتم خندم میگیره ،یاد بچه هایی که از ترس روی صندلی وايميستادن وقتی یکی از اون فسقلی هافرار کرد . دلم میخواد امسال سال خوبی باشه و دوباره بتونم برم دانشگاه ،دوست ندارم چیزی مانعم بشه ،پارسال بدون اینکه کسی از من نظر بخواد راهم و فکرم عوض شد تا جایی که هنوزم اون روزاي نحس به یادم میاد...
13 آذر 1394

...

امشب طبق روال هر ماه خونه عموم دعوتیم و تا جایی که حدس میزنم طبق معمول نميريم. پ ن :هوای مشهد چرا مثل هوای بهار شده دیگه از افتاب و از گرما خسته شدم ...کاش یه قطره بارون می اومد برف که باید تو خوابم ببینم! پ ن ۲:مامانم دیروز رفت بیرون و این آویز واسم خریده بود از اونجایی که من عاااااشق قورباغه ام اولین انتخاب مامانم هم این بود ..................................     ...
13 آذر 1394

جمعه افتابی شدید

امروز خيييلي دیر بیدار شدم یعنی همین الان ...خواهرم ساعت 10بيدار شد و من صدا زد اما نتونستم بیدار شم آخه بعد نماز صبح خوابیدم .  
13 آذر 1394

تشکیل نشدن کلاسم...

امروز زنگ زدن و گفتن شنبه کلاسم تشکیل نمیشه ،آخه معلمم رفته کربلا ....هفته دیگه هم که وفات امام رضا ست ... ميره تا 28 آذر ،راستی 29هم ساز شناسی داریم ...حسابی باید تمرین کنم.
12 آذر 1394

موبایل بدجنس

امروز روز بدی هم بود هم نه ،خيييييلي موبایل دستم بود جوری که دیگه ازش خسته شدم نمیدونم چکار کنم که ازش جدا بشم ؟!
11 آذر 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به 🌠سیاره می باشد